تبلیغات
گروه بچه های مدیریت

بک‌ لینک چیست؟

هرگاه سایت یا وبلاگی، لینک سایت شما را در صفحه‌ای از سایت یا وبلاگ خود قرار دهد، به آن لینک بک‌ لینک می‌گویند.

خرید بک لینک چه خاصیت‌هایی دارد؟

خرید بک لینک خوب، باعث افزایش پیج رنک، افزایش رتبه سئو کلمه کلیدی سایت شما در گوگل، افزایش محبوبیت سایت شما در سئو می‌شود. آیا خرید بک لینک ضررهایی هم دارد؟ اگر بک لینک طبق استانداردهای گوگل ثبت نشود، باعث برخورد گوگل با سایت خاطی می‌شود. قبل از استفاده از خرید بک لینک باید از بهینه‌سازی سایت خود اطمینان داشته باشید. استانداردهای ثبت بک لینک گوگل چیست؟ در سایت‌ بک لینک شاپ به ادرس www.backlinkshop.net توضیح داده میشود. به‌جای درج خرید بک لینک خالی، بک لینک باید در محتوا ثبت شود.(مثل بک لینک در سایتهای مقاله و شبکه‌های اجتماعی ) یکی از موارد مهم بک لینک، تنوع نوع بک لینک‌هاست (شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ، ویکی، فروم ها و ..) شما می توانید از این خدمات برای افزایش اعتبار وب سایت خود از بک لینک شاپ استفاده کنید.

خرید بک لینک قوی – خرید بک لینک ایرانی – خرید بک لینک دائمی

خرید بک لینک یعنی ساخت لینک هایی که به سایت شما اشاره دارند. سایت شما به لینک سازی نیاز دارد. بدون خرید بک لینک هر چه در محتوا و ساختار سایت خود از نظر سئو انجام داده‌اید، بی‌فایده خواهد بود(به جز موارد کم یا بی‌رقابت).

وقتی لینک شما در سایت‌های تالار گفتگو (forum) قرار می‌گیرد، وقتی لینک شما در وبلاگی در قسمت پیوندها قرار می‌گیرد، وقتی برای سایت خود تبلیغ بنری می‌کنید(لینک بنر)، وقتی لینک شما در کامنتی ثبت می‌شود، زمانی که سایتی شما را در قسمت مورد علاقه خود به عنوان خرید بک لینک مفید قرار می‌دهد و یا در موضوع خاصی به صفحه‌ای از سایت بک لینک شاپ شما ارجاع می‌دهد، وقتی لینک شما در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شود، همه اینها در بک لینک شاپ لینک‌ سازی محسوب می‌شود. خرید بک لینک هر لینکی در سطح اینترنت که به سایت شما اشاره داشته باشد بک لینک نامیده می‌شود. حال، وقتی خرید بک لینک را خودتان انجام دهید، معنی آن کامل می‌شود زیرا در حالت عادی بسیار دشوار است که شما را به صورت طبیعی لینک کنند. لذا خود شما برای خرید بک لینک دست به کار می‌شوید.

لازم به ذکر است گوگل هیچ وقت توصیه نکرده شما Link Building انجام دهید.

گوگل توصیه کرده با ارئه خدمات و مطالب مفید و دست اول، لینک جمع کنید. یعنی دیگران خود به خود شما را به خاطر کیفیت خدمات و محتوایتان لینک کنند. از طرفی منابع غیر رسمی و گاها مدیر بخش اسپم گوگل(مت کاتز) ، لینک بیلدینگ را نفی نکرده و بر تأثیرگذار بودن و مهم بودن آن اشاره کرده است. با تغییرات گوگل و تغییر راهنمایی‌های گوگل در بخش راهنمای مدیران وب سایت‌ها google webmaster guideline، باورهای غلط و رایجی بوجود آمد و دلیل آن این بود که گوگل صراحتا مواردی را نوشته بود که شاید در نگاه اول و با نگاه بی دقت، نشان از بد بودن بک لینک بود. برای مطالعه این قوانین به مقاله بایدها و نبایدهای لینک‌سازی مراجعه کنید.

شاید گوگل حق داشته باشد که این‌گونه بنویسید زیرا کافیست گوگل بنویسد بک‌لینک خوب است!

آن‌وقت در یک روز در بک لینک شاپ رپورتاژ آگهی و تبلیغات خبری کل وب دنیا پر از لینک می‌شود! (هم‌اکنون هم شده است!) اما باورهای غلط چه باورهایی است: بک‌لینک کلا بد است و سایت شما نباید بک لینک دریافت کند وگرنه رتبه شما آسیب می‌بیند. خرید بک لینک زیاد بد است.خرید بک لینک باید کم باشد (کم و زیاد خود تعریف دارد!) سایت x با خرید بک لینک بالا آمده.پس به زودی افت می کند! با خرید بک لینک از بک لینک شاپ خیلی راحت می‌توان سایت را به صدر نتایج گوگل آورد! فروش بک لینک فالو خوب است و بک لینک نوفالو به هیچ دردی نمی‌خورد. خرید بک لینک نوفالو خوب است و خرید بک لینک فالو خطرناک است! خرید بک لینک دیگر اثری در رتبه سایت ندارد. فقط با خرید بک لینک سایت بالا می‌آید! گوگل در راهنمای خود اعلام کرده به‌جای لینک‌سازی، محتوای مناسب تولید کنید تا دیگران خودشان شما را لینک کنند اما واقعیت

این است که لزوما با محتوای خوب، دیگران خود به خود شما را لینک نمی کنند! درباره این موضوع به طور مفصل در مقاله های نخریدن بک لینک، باید ها و نباید های لینک سازی ، به آن پرداختیم رپورتاژ آگهی در حقیقت همان (Advertorial) است و مطالبی که در این بخش قرار می‌گیرند علی‌ رغم اینکه ظاهری شبیه به سایر مقالات و مطالب دارند اما در واقع باسفارش قبلی و با هدف تبلیغ برای کمپانی ها و شرکت های تجاری تهیه شده‌اند. در فضای اینترنتی در برخی وب‌ سایت‌های خبری و مجلات اینترنتی نیز از چنین شیوه‌ای برای تبلیغات استفاده می‌شود. رپورتاژ آگهی یکی از بهترین روش‌های برندسازی و تبلیغات اینترنتی است که بزرگترین برندهای دنیا برای معرفی محصولات و خدمات جدید خود از آن استفاده می کنند.

منبع : بک لینک شاپ


برچسب ها: بک لینک ایرانی، بک لینک قوی،  

تاریخ : دوشنبه 8 آذر 1395 | 06:33 ب.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات
        



سعی کنید برای خرید ورق کامپوزیت همیشه نوع مرغوب و با کیفیت این ورق رو تهیه به دلیل اینکه اگر نوع نامرغوب و کم کیفیت این ورق ها رو تهیه کنید باعث

میشه بعدا هزینه دوباره بکنید و ورق کامپوزیت دیگه ای برای منزل یا محل کار خودتون تهیه کنید چند وقت پیش میخواستم برای شرکت تعدادی ورق کامپوزیت تهیه

کنم چون نصاب سراغ داشتم و خودم میخواستم ورق کامپوزیت رو تهیه کنم که نصاب فقط کارای نصبش رو برام انجام بده با یکی از دوستام که تو کار های ساختمانی

و معماری بود صحبت کردم و بهم گفت میتونم برای خرید ورق کامپوزیتی که هم کیفیت مناسبی داشته باشه و هم قیمت مناسب از دو سایت که خودشم قبلا 

استفاده کرده بود استفاده کنم که یکی سایت آلو مکس ( alumax.ir ) بود و دیگری سایت ساختمون دات کام ( sakhtemoon.com/list/composite-sheet ) که من

بعد از ارزیابی که خودم انجام دادم متوجه شدم سایت ساختمون دات کام برای من بهتره به دلیل اینکه هم قیمتاش مناسب بود و هم اینکه تمامی آگهی هایی که

تو سایت قرار داده شده بود بیشتریاش گارانتی اصلی و نصب رایگان ارائه میدادن ولی سایت آلو مکس نصب رایگان نداشت و نمیشد ازش به راحتی استفاده کرد اما

سایت ساختمون دات کام به دلیل رابط کاربری آسان و راحتی که داره واسه همه افراد مناسبه و نکته مثبتی هم که نسبت به سایت های دیگه داره اینه که شما

حتی اگر بار اولتون هم باشه میتونید به راحتی از سایت استفاده کنید اگر هم دچار مشکل شدید میتونید از پشتیبانی سایت درخواست راهنمایی کنید و مشکل

خودتون رو به راحتی حل کنید خلاصه کنم براتون بعد از آشنایی با ساختمون دات کام ورق کامپوزیت رو از یکی از آگهی های همین سایت سفارش دادم و بعد از چند

روز بهم تحویل دادن هم قیمتش خوب بود و هم کیفیتش رو همه و حتی نصاب تایید کرد و تونستم خرید خوبی داشته باشم و واسم راضی کننده بود.


تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات



هنگام خرید ورق کامپوزیت سعی کنید به قیمت ورق کامپوزیت توجه نکنید نه اینکه اصلا به قیمت توجه نداشته باشیدا نه منظورم اینه که یه ورق کامپوزیت بخرید که

نه قیمت بالایی داشته باشه و نه قیمت خیلی پایینی چون اگه یه ورق کامپوزیت مناسب قیمت تهیه کنید هم میتونه خوب براتون عمر کنه و هم اینکه بعدا دوباره

هزینه اضافی نمیکنید من یکی از دوستام حدود دو سه ماه پیش برای ورق کامپوزیت دو تا سایت بهم معرفی کرد که یکیشون premiumbond.com پرمیوم باند بود و

یکی هم سایت sakhtemoon.com/list/composite-sheet ساختمون دات کام بود بهم گفت این دو تا سایت جز بهترین سایت ها برای خرید ورق کامپوزیت هستن

ولی با تحقیق هایی که من درباره این دو تا سایت کردم نتیجه این بود که سایت پرمیوم باند قیمت های ورق کامپوزیت خودش رو بالا قرار داده بود ولی سایت 

ساختمون دات کام همه جور ورق کامپوزیتی برای فروش قرار داده و شما میتونید هر کدوم که دوست داشتید رو تهیه کنید ولی به نظر من کار عقلانی و درست اینه

که ورق کامپوزیتی رو برای خودتون بخرید که هم قیمت مناسبی داشته باشه و هم کیفیت بالایی داشته باشه سعی کنید بیشتر از تولیدات داخلی استفاده کنید

چون تولیدات خارجی اونقدر مناسب و با کیفیت نیست و شما با تهیه ورق کامپوزیت خارجی تنها کار خودتون رو سخت میکنید چون بیشتر نصاب های داخلی نمیتونن

کار نصب ورق کامپوزیت خارجی رو انجام بدن راستی نکته دیگه ای که میخواستم بگم اینه که همیشه به راهنمای خرید ورق کامپوزیت تو سایتی که میخواید ازش

خرید کنید دقت کنید البته اینم بگم که من راهنمای خرید رو فقط تو سایت ساختمون دات کام دیدم و اکثر سایت های دیگه فقط کارشون فروش بود خودتون وارد 

سایت که بشید منظورم رو متوجه میشید حتما یه سری به این سایت بزنید هم بهتون اطلاعات خوبی میده هم میتونه براتون یه تجربه خوب باشه.


تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات

گروه مقالات: بحث بر سر قوانین نیست که ایران از جمله فربه‌ترین کشور‌ها در تدوین قوانین روی کاغذ است، در شهرداری‌هایی که بی‌قانونی از سر و کولشان بالا می‌رود و رشوه و زدو بند و هزار تا پرونده مثل املاک نجومی و چرب کردن سبیل‌های فلان مهندس ناظر برای زیر سبیلی رد کردن گندکاری‌های فلان بساز و بفروش ساز وجود دارد بند کردن به دستفروشانی که جز به حلال لقمه‌ای از گلویشان پایین نمی‌رود فاجعه بار است، شهرهایی که در و دیوارشان نشانی از مدنیت شهری ندارد و جوی‌ها و کانال هایی که با کوچکترین باران می‌شود قربانگاه پیر و جوان، پارک هایشان می‌شود مسلخ گاه دختری کوچک، شهرهایی که باغ‌هایش را برای پر کردن ابر چاله‌های به وجود امده از مدیریت ناکار امد قربانی‌تراکم فروشی می‌کند، شهردارانی که شهرداری را وسیله‌ای برای رسیدن به مطامع سیاسی خود می‌بینند و هزاران مشکل را بر پیکره شهر‌ها سنجاق کرده اند.

برخورد زشت و زننده مامورین شهرداری با دستفروشان عینا بازگو کننده مشکلات حاد مدیریت شهری در زمینه فهم اجتماعی و زیستی شهرهاست، طرح‌های کوته فکرانه که بیشتر شبیه نمایشنامه ژان گولر است تا طرح بدرد بخور و دوسر برد، سوالی که در ذهن هر شهروندی شکل می‌گیرد این است که آیا مهم‌ترین مشکل شهرهایمان دستفروشان هستند؟ آیا تمام کارهای زیربنایی شهر‌ها به نحو احسنت صورت پذیرفته و تنها موردی که نمای شهرمان را بهم می‌زند سد معبر عزیزان دست فروش است؟ آیا اجرای دقیق مُر قانون مسئله‌ای همه جانبه در شهرهاست یا شدت اجرای قانون برای اقشار بی‌پناه و ضعیف است؟

آیا دست‌فروش عزیز به عنوان یک شهروند می‌تواند عضو هیات موسس به اصطلاح خیریه‌ای شود که پولش از جیب آن دست فروش به حساب شهرداری می‌رود و یا نیاز به رانت خانوادگی است؟ آیا اصلا شهرداران دستفروشان محترم را شهروند محسوب می‌کنند یا آن‌ها را هم از اغیاری می‌دانند که مامور رقیبشان هستند تا پایه‌های صندلی ریاستشان را بلرزانند؟ 

دستفروشی پدیده‌ای شوم نیست، زمین‌خواری و فروش‌ تراکم در شهر‌ها شوم است، دیوارهای کریه المنظر و آسفالت‌های درب و داغان شوم است، رژه موش‌ها در سطح شهر شوم است، فساد گسترده و رانت خواری در شهرداری‌ها شوم است، بیلآن‌های غیر واقعی از عملکردهایی که اثری از آن‌ها در شهر نیست شوم است، استفاده از مامورانی که گاهی از میان گولاخ‌های شهر دست چین می‌شوند شوم است، بردن امکانات شهری به حتی خارج از مرزها و برای نمایش بدون رضایت شهروندان به هر بهآنه‌ای شوم است، عضویت خاندانی با خرج کردن از بیت المال شهری در هیئت مدیره‌ها تحت هر عنوانی شوم است و.... سیلی که مادر فومنی از آن مامور خورد نمونه‌ای از هزاران برخورد تند و زننده مامورانی است که شهرداری به جان مردم می‌اندازد، اصلا فرض اصلی بر لگدپرانی و فحاشی ماموران است، این طرح‌های ساماندهی هم آنقدر بچه گانه و کوته فکرانه است که دقیقا مشخص است حاصل هزاران ساعت میوه و غذا خوردن جمعی از غیر متخصص‌ترین افراد منصوب در شهرداری هاست. 

دست فروشی و بساط کردن برای هیچ کدام از عزیزان دست فروش اولویت کاری نیست، بلکه ماحصل فرایندی است که آن‌ها را مجبور می‌کند برای رسیدن به لقمه حلال مشقات فراوان این کار را به جان بخرند، بلا شک حضور مدیران نالایق و ناکار آمد که اولویتشان حفظ مناصب به هر‌ترفندی است کار را به جایی رسانده که مادری برای حفظ زندگی و ابرو مجبور به تحمل مشقات دست فروشی شود، مردان و زنانی که اسطوره‌ی شرافت و غیرتند.

البته از این موضوع نباید غافل شد که دست فروشی معایبی دارد که کوچک‌ترین آن‌ها سد معبر است، اما نمی‌توان انتظار داشت با طرح هایی مانند تمرکز دست فروشان در یک منطقه خاص بتوان این موضوع را حل کرد، چه آن که اندک سود حاصل از دست فروشی از همین ارتباط مستقیم و سهل الوصول بودن دست فروشان عزیز حاصل می‌شود. کسی برای خرید یک جفت باطری قلمی نمی‌رود به نقطه‌ای خاص که محل تجمع دست فروشان است. 

در روزگاری که جمع میان نان و آبرو برای بسیاری از مردم دشوار شده است و مدیران نیز دغدغۀ این مقوله را ندارند و با فاصله‌ای کهکشانی از درک تلخی‌های روزمره مردم عاجزند، قضاوت بر مبنای قانون موضوعیت ندارد، سیلی مامور به صورت دستفروش آخرین حلقۀ این زنجیر است، مدیریت ناکارامد، رانت، از ارزش افتادن تلاش برای روزی حلال، قوانین غیر قابل اجرا و ابن الوقتی، همه به آن مامور این را می‌آموزند که در اوضاع هشل هفت مدیریت شهری اگر حرمتی را شکستی چیزی را از دست نمی‌دهی، این سیلی مدیریت شهری است بر صورت ضعیف‌ترین قشر مردم.



تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات
گروه سیاسی: یکی از دوگانه‌های جعلی که در این سه سال توسط دلواپسان و رسانه هایشان ایجاد شده است و از آن علیه دولت استفاده می‌کنند دو قطبی قافد مبنای دیپلماسی – نظامی‌گری است. به گونه‌ای که برای مخاطب چنین وانمود می‌کنند که دولت روحانی اعتقادی به حفظ و تقویت نیروها و امکانات نظامی ندارد و همه‌ی همّ و غمّش را روی وجه سیاست خارجی صرف کرده است. قسمت بامزه‌ی چنین تحلیل هایی اینجاست که به فردی چنین تهمتی می‌زنند که سالهای بسیاری از عمر مدیریتی‌اش را در دوران دفاع هشت ساله در بخش‌های نظامی حضور داشته و پس از آن هم سالهای طولانی مسئول مهمترین نهاد امنیتی کشور بوده است و چنین فردی با چنان سوابقی را متهم به تضعیف وجه نظامی جمهوری اسلامی می‌نمایند.

همه‌ی این جار و جنجال هایی که در این بیش از سه سال اخیر که از عمر دولت روحانی گذشته است ایجاد کرده‌اند بر مبنای یک دو قطبی است که از اساس وجود خارجی ندارد. هر کس که با الفبای مملکت داری هم آشنا باشد می‌تواند متوجه شود که در هر کشوری به شکل عام و کشوری با مختصات ایران به طور خاص برای حفظ اقتدارش به این هر دو به شکل همزمان محتاج است و به قول فرمایش رهبری نظام دنیای امروز دنیای موشک و مذاکره است و نمی‌توان یکی را فدای دیگری کرد.

با نگاهی به عملکرد روحانی و دولتش در این دو حوزه هم کاملا مشخص است که دولت همان قدر که تلاشی ستودنی در پیش برد سیاست خارجی داشته است و توانسته است دیپلماسی نظام را از آن رخوتی که در سالهای قبل گریبان این حوزه را گرفته بود رهایی بخشد به همان نسبت به بخش‌های نظامی هم توجه کافی را داشته است. مقصود از این توجه لزوما فقط از جنبه‌ی مادی نیست که البته از این جهت هم شاهد افزایش هایی نسبت به دولت سابق بوده‌ایم اما بحث مهمتر حمایتی است که از نظر سیاسی از این وجه نظام شده است.

به گونه‌ای که تا پیش از برجام تحریم تسلیحاتی علیه ایران بدون هیچ استثنائی اعمال می‌شد و علت اصلی عدم تحویل اس 300 توسط روس‌ها هم تاثیر همان تحریم‌ها بود اما امروز بواسطه‌ی برجام تحریم‌های تسلیحاتی نسبت به گذشته تغییراتی کرده است و می‌توان به طرقی که نسبت به گذشته مسیرهایی با سختی کمتر است به افزایش توانمندی‌های دفاعی کشور کمک کرد. یکی دیگر از فضا‌سازی هایی که این عده برای نشان دادن تقابل روحانی با نظامیان در پیش گرفته‌اند جمله‌ی روحانی مبنی بر دور کردن سایه جنگ از کشور بواسطه‌ی برجام است. 

منتقدان دولت با تفسیر غلط این اظهار نظر چنین نتیجه می‌گیرند که منظور روحانی این است که آنچه امنیت کشور را حفظ می‌کند دیپلماسی است و باید درِ مراکز نظامی را تخته کرد در حالی که همانطور که بارها هم مذاکره کنندگان و هم رییس جمهور روحانی توضیح داده‌اند برجام از منظر حقوقی و سیاسی سایه جنگ را از کشور دور کرده است به دلیل آنکه بوسیله‌ی این تفاهم توانسته‌ایم کشور را از ذیل فصل هفت منشور ملل متحد که بهانه‌ی بسیار خوبی برای حمله‌ی نظامی به کشورهاست خارج کنیم. و این جمله به هیچ عنوان به این معنا نیست که توانمندی‌های امنیتی و نظامی در بی‌اثر کردن تهدید‌های نظامی بی‌اثر است به قول حضرات علما ”اثبات شی نفی ماعدا نمی‌کند” .

آن چه در برنامه اخیر ثریا شاهد بودیم‌ تریبون یک طرفه‌ای بود که همین دوگانه‌ی جعلی را این بار برای مخاطبان صداوسیما عرضه می‌کرد و تنها می‌توان تاسف خورد که برنامه‌ای تلویزیونی که از پول مردم اداره می‌شود علنا علیه منتخب اکثریت همین مردم فضا‌سازی می‌کند. آن چه می‌تواند این طراحی ناجوانمردانه‌ی عده‌ای تندرو که در اصل هم علیه دولت است و هم علیه نهادهای نظامی ناکام نماید مواجهه‌ی قاطع نظامیان با این قبیل مسائل و حمایتشان از دولت است همانطور که روحانی و تیم همراهش در بسیاری از مواقع طعنه‌های برخی از فرماندهان نظامی را بنا بر مصالح ملی بی‌پاسخ می‌گذارد و در مواقع بسیاری علنا حامی و پشتیبان این نهاد‌های نظامی بوده است انصاف حکم می‌کند که آن‌ها هم در این گونه موارد نقشی حمایت گر نسبت به دولت منتخب مردم ایفا کنند.



تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات
فارغ از بهت و حیرت در مواجهه با پدیده‌ای به تام ‌‌‌پیروزی‌ترامپ‌‌‌ و انتخاب او به عنوان ریاست جمهوری امریکا، مسئله مسلم این است که با گسترش روندهای مبتنی بر مشارکت مردم در جوامعی که شیوه دموکراسی را انتخاب کرده‌اند و اعطای حق انتخاب به مردم، ظهور و بروز چنین پدیده هایی نباید منجر به شگفتی شود، نتیجه چنین حق انتخابی دوگزاره می‌باشد:
1-رای به ادامه وضع موجود
2- رای به تغییر وضع موجود

در نتیجه نارضایتی از وضع موجود روند‌های شکل گیری تغییر وضع موجود شروع می‌شود، روندی که اگر به صورت کامل و درست طی شود وگزاره‌ای متناسب با خواست تغییر ارائه دهد، منجر به شکل گیری تلاشی واقعی در جهت اصلاح می‌شود که شکل و ریختی اصیل دارد و با نقد دقیق وضع موجود به ارائه راهکار و برنامه می‌پردازد ولی در صورتی که این روند به صورت ناقص و یا تصنعی ایجاد شود و یا گزاره‌ای که بتواند پاسخی هدفمند به خواست تغییر بدهد وجود نداشته باشد، شکل صوری و کاریکاتوری از تلاش برای تغییر وضع موجود به وجود می‌آید که بدون توجیه تحلیلی درست نسبت به وضع موجود و صرفا با ایجاد هیجان کاذب و بدون پشتوانه عقلی متقن راه خود را هموار می‌نماید و با شعارهایی که بیشتر انقلابی عظیم را نوید می‌دهد باعث تولد فرزندی ناقص الخلقه از دموکراسی می‌شود ، این امر به استحاله موضوع اصلی (تعیین تکلیف وضع موجود) به انتخاب فردی با ویژگی‌های پوپولیستی مثل‌ترامپ می‌انجامد.

پدیده هایی مانند انتخاب ‌ترامپ از لحاظ غیر قابل پیش بینی بودن در کشور ایران نیز مسبوق به سابقه است، نتیجه‌ای غیر قابل پیش بینی برای سیاستمداران و تحلیلگران و حتی خود رای دهندگان، گویی در میان اقشار مردم یک توافق پنهان در ناخود آگاهشان شکل می‌گیرد برای تغییر به هر قیمتی، گاهی بهایی که پرداخت می‌شود دارای ارزش افزوده فراوان است و گاهی واقعا خسارت بار است.

در ایران در خرداد سال 1376 اولین تجربه چنین انتخاباتی رخ داد و مردم دست به انتخاب کسی زدند که تحلیلگران شانس زیادی برایش قائل نبودند، سید محمد خاتمی انتخاب مردم بود و موجب حیرت سیاستمداران، تنها گزینه سال 1376 که مردم او را در قامت یک رفرمیست واقعی دیدند نه فردی که تلاش برای حفظ وضع موجود سرلوحه برنامه هایش باشد، خاتمی نوید دهنده تغییر وضع موجود بر مبنای قانون اساسی بود و با تاکید بر ارزش‌های جاری متعالی و بدون کمترین شعارهای عوام فریبانه و شبه انقلابی برنامه‌های خود را ارایه داد ، مردمی که از سکون و رخوت فضای حاکم و تنگناهای موجود خسته شدند دست به انتخابی زدند که باعث پویایی و باز شدن فضای کشور گردید و بهای این تغییر رسیدن به ارزش افزوده فراوانی بود که مردم به آن دست یافتند.

بار دیگر در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 نتیجه دور از انتظار می‌شود، در مرحله اول خواستی جدی برای تغییر دیده نمی‌شد و حتی اقبال به کسانی که از تغییر صحبت می‌کردند زیاد نبود، مرحله دوم انتخابات شکلی از مقابله با انگاره ‌‌‌تلاش برای بازگشت به وضع قبلی ‌‌‌به خود گرفت، مردم میان انتخاب هاشمی رفسنجانی که او را نمادی از ‌‌‌ بازگشت به وضع گذشته‌‌‌ می‌دیدند و احمدی‌نژاد که نماد‌‌‌ نه به هاشمی‌‌‌ شده بود، دست به انتخاب زدند، در دور دوم انتخابات 1384 انحراف از موضوع اصلی (تعیین تکلیف وضع موجود) روی داد وفضا مستعد جذب شعارهای ساختار شکن شد آن هم توسط فردی که خود محصول و رشد یافته همین ساختار بود، و در این مورد انتخاب تغییر وضع موجود شکل اصیل خود را از دست داد و شکل کاریکاتوری و دو قطبی کاذب به خود گرفت که تنها عنصر نامعلوم این رقابت ‌‌‌سرنوشت وضع موجود‌‌‌ بود.

‌ترامپ در جامعه امریکا نمی‌توانست یک رفرمیست باشد و اصلاحات اصیلی را رهبری کند، سر دادن شعارهای انقلابی و ساختار شکن از سوی کسی که خودش با حمایت همین ساختار مال اندوزی فراوان کرده نکته طنازانه ماجراست. در مقابل، هیلاری کلینتون نیز گزینه قابل اعتمادی حتی برای حفظ وضع موجود یا تغییر نبود و در انتخاب دونالد‌ترامپ به ‌‌‌سرنوشت وضع موجود‌‌‌ و تعیین تکلیف ان توجهی نشد، هیچ کدام از دو رقیب کیفیت لازم را نداشتند و رای مردم در فضای دوقطبی کاذب میان انها سرگردان شد، دو قطبی که از سر اضطرار بی‌برنامگی برای تعیین تکلیف وضع موجود شکل گرفت. در این فضا قدرت پوپولیسم و موج سواری هیجانی به شدت بالا می‌رود و گزینه‌های عقلانی‌تر از دور خارج می‌شوند.

فضای تمایل به پوپولیسم و نامزدهای پوپولیست زمانی شکل می‌گیرد که عنصر مطلوب برای ‌‌‌تغییر وضع موجود‌‌‌ وجود ندارد و وضع موجود هم انچنان وضع بحرانی نمی‌باشد که قابل نقد شدید باشد، در کنار این موضوع عدم وجود نامزد عقلانی و مورد استقبال که بتواند فضای انتخابات را به سمت اهداف درست سوق بدهد مزید برعلت می‌شود که نامزدی با ویژگی‌های‌ترامپ با نادیده گرفتن وضع موجود با تمام لودگی‌ها سر از کاخ سفید در بیاورد.



تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 12:33 ق.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات
محمد توکلی

علی مطهری درباره‌ی عدم موضع گیری مسئولان در خصوص حصر معتقد است:‌‌‌ «چون نظر رهبری بر ادامه حصر است سایر مقامات به این موضوع وارد نمی‌شوند.» ‌‌‌اگر این روایت مطهری از سکوت دیگر مسئولان در این موضوع را بپذیریم و این وارد نشدن را به عدم ورود به این موضوع چه به شکل علنی و چه به شکل غیر علنی تعمیم دهیم باید خطاب به این سایر مقامات با صدای رسایی بگوییم که حضرات، همین رهبری نظام که به بهانه‌ی حرمت نگه داشتن برای نظرشان سکوت کرده‌اید چندین بار از اینکه مورد نقد قرار بگیرند استقبال کرده‌اند و حتی به دانشجویانی که طبیعتا تجربه‌ی کمتری از مسئولان نظام دارند هم به شکل موکدی توصیه به نقد رهبری کرده‌اند. اگر اهل حرمت نگه داشتن هستید چرا به این سخن رهبری معظم گوش نمی‌دهید؟

به نظر می‌رسد فهم غلط از اصل ولایت فقیه که ریشه‌ی اصلی بحران 88 بود از اقلیتی تندرو ذیل جریان اصولگرا به خیلی‌های دیگر هم تعمیم یافته است و با همین درک غلط از این نظریه می‌خواهند بی‌عملی و سکوت خود را توجیه کنند. نکته‌ی قابل طرح در موضوع حصر این است که وقتی بین خواست اکثریت و تصمیم نظام تضادی پیش می‌آید منتخب اکثریت باید کدام را اجرا کند؟

این یک پرسش بسیار مهم است که باید به آن اندیشید و پاسخی برایش پیدا نمود. هنگامی که به دو انتخابات 92 و 94 نگاهی می‌اندازیم مشاهده می‌کنیم که رای اکثریت با چهره هایی است که نگاهشان به مقوله‌ی حصر چیزی به غیر از آن است که در این سالها صورت گرفته است و اکنون در شرایطی هستیم که در این موضوع خواست اکثریت با تصمیم نظام در یک راستا نیست.

حال باید چه کرد؟ حداقل توقع از مسئولان منتخب مردم این است که به جای سکوت آن هم با چنین توجیهی حداقل مانند علی مطهری، محمود صادقی و چند نفر دیگر صدای این خواست اکثریت را به تصمیم گیران برسانند. اگر قرار باشد که برای بیان چنین مطالبی آن هم از سوی مسئولان فضای کافی مهیا نباشد پس وای به حال و روز ما مردم عادی که دستمان به جایی هم بند نیست. این فضای سکوت در بین مقامات و مسئولین را باید شکست. 

همانطور که در نوشته‌ای دیگر ذکر آن رفت، کاملا این نکته را درک می‌کنیم که آقای رییس‌جمهور ‌از نظر شخصیت حقوقی شان توان رفع حصر را ندارند اما این توقع وجود دارد که حداقل با مردم صریح باشند و شفاف بگویند که چه اقداماتی را انجام داده‌اند نه اینکه بواسطه‌ی آنکه تصمیمی گرفته شده است از خواست اکثریت غافل شوند.

از سوی دیگر پرسشی که وجود دارد این است که به واقع تداوم حصر چه سودی برای نظام دارد؟ بیاییم از سمت مقابل به این ماجرا نگاه کنیم. ایجاد محدودیت برای هر کسی برای او نوعی مظلومیت (واقعی یا ساختگی) در نزد اذهان عمومی به همراه خواهد آورد و آن‌ها که در سوی دیگر این ماجرا خود را تعریف می‌کنند قاعدتا نباید علاقه‌ای به نشاندن آن افراد در جایگاه مظلوم داشته باشند در نتیجه حتی از این زاویه هم که به این ماجرا بنگریم خواهیم دید که حصر همه اش ضرر است. 

برای مثال نظام سابق چه سودی از حصر شادروان دکتر محمد مصدق برد؟ نخست‌وزیر ملی ایران آنقدر در حصر نگاه داشته شد که در همان خانه محل حصر در احمدآباد درگذشت اما آیا نام مصدق از دل‌ها رفت؟ باید پذیرفت این نوع تعامل با مخالفان و منتقدان جز ضرر برای نظام‌های سیاسی چیزی در بر نخواهد داشت.



تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 12:32 ق.ظ | نویسنده : محمد عباسی | نظرات

  • paper | فرش | فایاکس